Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

274

دختر طلاق

فید جدید :

http://feeds.feedburner.com/divorce8

265 : تولد

من و سیمین دانشور و بهرام رادان تا حالا همدیگه رو ندیدیم … لااقل من اونا رو ندیدم و حدس میزنم خودشون هم تا به حال همدیگه رو ندیده باشن … با این حال یه وجه مشترک داریم و اون اینه که امروز تولد هر سه تامونه … ممکنه چندین سال بعد 8 اردیبهشت یه بلاگر دیگه تو وبلاگش بنویسه امروز تولد من و سیمین دانشور و شراره س + بهرام رادان … شاید در آینده آدم مهمی شدم !! :دی
نمیدونم اون دو تا امروز رو چطوری میگذرونن ولی تا این لحظه که برای من خیلی روز رمانتیکی بوده … ساعت 8 از خواب بیدار شدم و هیچ کس خونه نبود … کنار تخت نه کادو بود نه یه کارت تبریک … و نه حتی یه میز صبحانه ی از قبل آماده شده … کلا تا حالاش که استقبال خوبی شده از تولدم !! :دی
شاید اگه قرار بود بقیه ی روز رو خونه بمونم مامانم و نانا لااقل رفتاری رو که نشون بده میدونن امروز چه روزیه از خودشون بروز میدادن ولی امسال قصد ندارم روز تولدم زودتر از ساعت 9 برگردم خونه … حوصله ی تلفنای تکراری رو ندارم … آدمایی که آخرین تاریخ مکالمه مون برمیگرده به چند ماه قبل … که تنها دلیل زنگ زدنشون رعایت رسم و رسوماته و حرفاشون کاملا قابل پیش بینی … همیشه از تولدت مبارک شروع میکنن و به ایشالا صد سال زنده باشی و عروسیتو ببینیم ختمش میدن … مراسم کسل کننده ایه درکل …
از طرفی من چون آدم خودشیفته ای هستم و محاله همچین تاریخی رو یادم بره عملا دست دیگران برای غافلگیر کردن من بسته س … من هیچ وقت تولدم رو فراموش نمیکنم و این فرصت رو از دیگران میگیرم که از صبح از خونه پرتم کنن بیرون و چند ساعت بعد به طرز مشکوکی منو بکشونن توی خونه در حالی که همه ی چراغا خاموشه و یهو 40 – 30 نفر آدم داد بزنن تولدت مبارک و برف شادی فضا رو پر کنه و من هیجان زده بگم امروز تولد منه ؟؟ اصلا یادم نبود !! این اتفاق هیچ وقت برای من نمیفته …
برای همین تصمیم گرفتم امسال خودم به فکر خودم باشم … بلیط سینما رزرو کردم … یه رستوران برای خوردن ناهار و بیرون رفتن با یه جمع کوچیک ولی دوستانه … چون امسال از لحاظ سنی مهم محسوب میشه نمیخوام همینجوری از دستش بدم … نمیخوام منتظر بمونم تا دیگران خوشحالم کنن …